امروز ناهار خونه دوستم دعوت بودم تا غروب اونجا موندم شیش تایی خوش گذروندیم حرف زدیمو خندیدیم یکیشون چهار ماهه حامله ست دلم خواست .قضیه بچه منتفی شد البته بعد از آزمایش خونی که دادم.
فعلا خبر خاصی نیست الانم نشستم دارم پسته میخورم با تخمه چایی هم دم کردم که بعدش بزنیم بر بدن
خواستم بگم که ماهم گاهی خوش میگذرونیم همش تو غمو اندوه نیستیم .اره بابا
ما را در سایت یه زن کنار یه مرد دنبال میکنید
برچسب: دورهمی, نویسنده: بازدید: 21