23فروردین
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام امروز صبح با دوستم رفتیم شهرداری واسه کارآموزی تو راه برگشت رفتم داروخونه بی بی چک گرفتم .دو روز مونده .بی بی چک منفی شد .نمیدونم زود گذاشتم یا نه ولی چند روزه انقدر سوزش معده و کمر درد دارم که حس کردم نی نی مهمون خونه دلم شده .خورد تو ذوقم عین این چند روز نشستم و یه دل سیر گریه کردم .بعد رفتم ...
بیستو هفتم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام چند روزه از لحاظ روحی خوب نیستم و این قضیه یکمیش بر میگرده به عملکرد همسر در چند ماه گذشته.گاهی وقتا یه چیزایی تو ذهنت گیر میکنه که خودت به تنهایی نمیتونی بهش پاسخ بدی و اگه از کسی دیگه ای بخوای که پاسخ گو باشه ممکنه باعث دلخوری وجروبحث بشه پس ترجیح میدی که سکوت کنی و با خودت بجنگی و این افکار ...
31فروردین
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
از صبح با دوستای دانشگاه رفتیم پیکنیک .ناهار خوردیم بعدشم لب دریا چرخیدیم .رفتیم مرکز خرید دو ساعتی اونورا گشتیم یه پیراهن نخی زرشکی برای خودم خریدم .بعدشم تو مسیرم رفتم داروخونه دوتا بی بی چک خریدم .قبل اینکه لباسامو بکنم رفتم دسشویی .تست کردم چشامو بستم و هی خدا خدا کردم دو خط باشه لاقل الکی .گفتم...
صبح امروز
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
چند شبه خیلی استرس دارم این استرس حالمو بدتر میکنه و باعث میشه شبا نتونم خوب بخوابم صبحا هم با استرس پامیشم در نتیجه تو روز خول و خوی درستو حسابی ندارم خوب نمیتونم فعالیتهای روزمره مو انجام بدم امروز صبح طبق معمول ساعت هفت با استرس پاشدم هر چقدر کلنجار رفتم دیگه خوابم نبرد .بدبختی اینجاست نمیتونم نس...
دورهمی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام امروز ناهار خونه دوستم دعوت بودم تا غروب اونجا موندم شیش تایی خوش گذروندیم حرف زدیمو خندیدیم یکیشون چهار ماهه حامله ست دلم خواست .قضیه بچه منتفی شد البته بعد از آزمایش خونی که دادم. فعلا خبر خاصی نیست الانم نشستم دارم پسته میخورم با تخمه چایی هم دم کردم که بعدش بزنیم بر بدن خواستم بگم که ماهم گ...
یازده اردیبهشت
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام خودم از اونجایی گذر کسی به اینجا نمیوفته پس کار رو با سلام به خودم شروع میکنم راستش نههههه دلخور نیستم که کسی اینجارو نمیخونه ابدا .اینجا فقط برای دل خودم مینوسم یه زمانی بود که خیلی برام اهمیت داشت که چندتا کامنت بگیرم چند نفر پستامو بخونن الان وارد یه دوره دیگه از زندگی شدم یا شاید اونقدر بزر...
تیر
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
اینروزا چیزی که حالمو خراب تر از همیشه میکنه نگرانی خونواده مه من با خواهرم خیلی راحتم و همه چیو بهش میگم انگاری اونم با مادرم خیلی راحته و همه چیو بهش میگه اینجوری شد که من تو هشت ماه اقدام برای بارداری کلی ادم نگران دورم دارم که حسم میگه حس میکنن که نازا هستم درسته من یکم ادم عجول و همیشه دل نگران...
روز دختر
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام میلاد حضرت معصوم و روز دختر مبارک تموم اینستا پر شده از پیام تبریک .بالای هزار تا عکس دختر کوچولو موچولو و خوشکل لایک کردم و قربون صدقه شون رفتم کاش امشب از حضرت معصومه یه دختر هدیه بگیرم .من عاشق دختر بچه م .با اینحال اگه خدا بهم یه پسر هم بده من باز هم خوشبخترین زن عالمم دلم گرفته .دلم بچه خو...
پنج بهمن
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 6:03
سلام بعد از یه غیبت طولانی دوباره اومدم که بنویسم دلم برای گذشته ها خیلی تنگ شده اون روزایی که هنوز تلگرام واینستا نبود و ما اینجا مینوشتم دوستای وبلاگی روگم کردم چقدر بد شد چقدر اینجا باهم خوش بودیم واقعا اونروزا خیلی خوب بود.فک کنم دو سه سالی هست که ننوشتم بلاخره درس و دانشگاه تموم شد الانم بیکار ...
آرامش
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
اینجا خونه ی منه.... چقدر توش آرومم ...این جمله رو که هیچ جای دنیا مثل خونه خود آدم نمیشه با تموم وجودم درکش میکنم وباورش دارم چقدر اینجارو دوس دارم .... راستی شام امشب چقدر بهم مزه داد...اگه امشب از بهترین رستوران دنیا هم واسم غذا میاوردن حاضر نبودم با کتلت مرغ زری پز عوضش کنم غذایی که کنار شوهر خو...
خخخخ
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
همینجوری الکی اومدم نه نه اصلا خودت اگه یکی از نوشتنت تعریفو تمجید کنه خود شیفته نمیشی؟ نه خداییش خــ...نمیشی؟ جون ننت راس بگو جوگیر نمیشی؟ آخه خواهر من تو اگه جای من بودیو این تعریفو تمجید رو میشنیدی خونه زندگیتو ول میکردی روزی بیس بار اپ میکردی.....باز خدا پدر منو بیامرزه که آدم خودداری هستم خدارو...
موی آدامسی شایدم آدامس مویی
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
رمــــــــــــــــــــــــــــــــــــزدار شد
عجله ای
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
خیلی عجله ای مینویسمو میرم جمعه جشن عقد دختر خالمه یکی از اون دختر خاله هایی که من شدیدا دوسش دارم بخاطر دیونگیش دختر خالم یه دختر14 ساله داره اما خودش 31 سالشه زود ازدواج کرد شوهرش معتاد از آب دراومد چند سال عذاب کشید اما هیشکی تا حالا اشکاشو ندید هیشکی غصه شو ندید همیشه خندید ودیگرانم خندوند خیلی ...
نوشته شده برای حباب
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
آدم یه وقتایی یه جاهایی اشتباه میکنه اشتباه میکنه که از دید خودش به زندگی مردم قضاوت میکنه من اشتباه کردم .... مردها متفاوتن وواقعا قضاوت درباره شون سخته
این چند وخت
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
خوب طبق قولم رمز دار نوشتم رمزم سخت نیست یه جوری گذاشتم که تو ذهنتون بمونه چون خودم از مشکل فراموشی وقاطی کردن رمزها رنج میبرم سعی کردم رمزم متفاوت وبه یاد ماندنی باشه کسایی که تو این مدت رمز نخواستن صددرصد خواننده نیستن ورمزتعلق نمیگیره بهشون اینم از ضدحال این جلسه حالا بیاین درگوشتون خبرارو بگم
عیدانه
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 14:44
با تعویق:"سال نو مبارک "