تیر

خرید بک لینک
اینروزا چیزی که حالمو خراب تر از همیشه میکنه نگرانی خونواده مه من با خواهرم خیلی راحتم و همه چیو بهش میگم انگاری اونم با مادرم خیلی راحته و همه چیو بهش میگه اینجوری شد که من تو هشت ماه اقدام برای بارداری کلی ادم نگران دورم دارم که حسم میگه حس میکنن که نازا هستم درسته من یکم ادم عجول و همیشه دل نگران هستم درسته گاهی ناامید میشم و گاهی میشینم مفصل برای خودم عزا میگیرم اما به خودم حق میدم این طبیعت هر انسانیه که گاهی کم بیاره وقتی بغضی تو گلوش داره بترکونه و با دیگران درد و دل کنه .ولی این اشتباهه.من یه زن قوی هستم بعد پنج سال زندگی مشترک بعد پشت سر گذاشتن اینهمه سختی میتونم بگم دیگه اون دختر بچه ننر که برای کوچیکترین چیزها بهانه میگرفت نیستم من توی زندگیم خیلی وقتها از خودم گذشتم خیلی وقتها از چیزهایی که برام عزیز بودن گذشتم چیزهایی که حتی تصورش رو نمیکردم بدون اونها یک روز دووم بیارم گذشته فکر میکردم به امروزم و با خودم میگفتم حتما اونروز مردم یا مجنون شدم ولی خوب حالا زنده ام سالمم حالم خوبه ونفس میکشم از همه مهمتر شادم.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:7 توسط زری |
یه زن کنار یه مرد...

ما را در سایت یه زن کنار یه مرد دنبال می‌کنید

برچسب: تیر, نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:14

صفحه بندی